کتاب درک آشوب

 

 

در میان رشته‌های علمی دانشگاهی، کمتر رشته‌ای را می‌شناسیم که به اندازهٔ رشتهٔ اقتصاد، طعنه و کنایه شنیده باشد.

 

شاید رشته‌هایی مثل فلسفه، ادبیات، جامعه‌شناسی و برخی رشته‌های مشابه، نق‌ها و نقدهای بسیار بشنوند. اما معمولاً دانشمندانی که با فرمول‌ها و معادلات سر و کار دارند، عادت ندارند گوشه و کنایه‌های مردم را بشنوند (کسی از فرمول‌ها سر در نمی‌آورد که بخواهد شوخی یا اعتراض کند و حرفی بزند).

 

حالا سوال این‌جاست که چرا رشتهٔ اقتصاد، با این همه محاسبه و معادله و مدل‌های سخت و دشوارفهم، این‌چنین آماج طعنه و شوخی و گاه تمسخر است؟ چرا هر جمعی از سرنشینان تاکسی و اتوبوس هم به‌سرعت به بحث و اظهارنظر دربارهٔ اقتصاد می‌رسند؟

 

چرا اقتصاد نتوانسته اقتداری را که فیزیک، ریاضی، شیمی و حتی زیست‌شناسی بین مردم پیدا کرده‌اند کسب کند؟

 

جی دوین فارمر متولد ۱۹۵۲ است و هم‌اکنون هشتمین دههٔ زندگی خود را می‌گذراند.

 تحصیلات رسمی دوین فارمر در رشتهٔ فیزیک است. اما او را امروز بیشتر به‌عنوان اقتصاددان می‌شناسند. بنابراین او نمونهٔ ارزشمندی است که نشان می‌دهد «تحصیلات دانشگاهی» و «رشتهٔ تخصصی» لزوماً یکسان نیستند و تخصص با تلاش، مطالعه و پژوهش به‌دست می‌آید (یا خلق می‌شود) و نه لزوماً با طی کردن مسیر متعارف دانشگاهی. از این منظر، دوین فارمر را می‌توان در کنار دنیل کانمن قرار داد. کسی که درس روانشناسی خوانده بود و نهایتاً نوبل اقتصاد را به‌دست آورد.

 

 سمت رسمی فارمر ریاست «انستیتو اقتصاد پیچیدگی» در مرکز تفکر جدید اقتصادی در دانشگاه آکسفورد است. با این حال، او با موسسات متعدد دیگری هم همکاری می‌کند.

 دوین فارمر پژوهشگر همکار موسسهٔ سنتا فه نیز هست. او جزو بنیانگذاران سنتا فه محسوب نمی‌شود. اما از نخستین روزها همراه بنیان‌گذاران این موسسه بوده و نقش مهمی در توسعهٔ این موسسه و اعتبار بخشیدن به آن ایفا کرده است.

 

 فارمر دو بار دو شرکت تأسیس کرده که هر دو آن‌ها در زمینهٔ‌ «پیش‌بینی» بوده است: یودمونز (Eudaemons) برای کمک به پیش‌بینی در کازینوها و  پردیکشن کامپنی (Prediction Company) برای پیش‌بینی در بازارهای مالی. هر دو شرکت از نظر عملیاتی موفق بودند (اولی آن‌ها را در کازینوها موفق کرد و دیگری در بازارهای مالی). اما چون هدف‌شان ثروت‌اندوزی نبود، آن کسب‌و‌کارها را فقط در حدی پیش بردند که سرمایهٔ اولیهٔ تشکیل یک گروه پژوهشی را تأمین کند و بتوانند با دغدغهٔ کمتر به مطالعه و تحقیق و گسترش نظریه سیستمهای پیچیده بپردازند (در ادامهٔ این درس بیشتر دربارهٔ‌ این تلاش‌ها حرف می‌زنیم).

 

 

عکس دوین فارمر - خوابیده روی مبل

عکاس: Carlotta Cardana برای Bloomberg

 

 

مدل‌های ضعیف و ناکارآمد در اقتصاد

 

 

دوین فارمر معتقد است که علت ناکارآمدی جریان اصلی در علم اقتصاد را باید در ضعف مدلهای اقتصادی‌اش جستجو کرد.

 

اقتصاددان‌ها هم کوشیده مانند رشته‌های دیگر علم و حتی شبیه علوم طبیعی، مدل‌هایی برای سیستمهای اقتصادی پیشنهاد کنند و پارامترهایی مثل عرضه، تقاضا، میزان سپرده‌ها در بانک، نرخ بهره، میزان سرمایه‌گذاری، صادرات، وارادت و تولید ناخالص داخلی را به هم ربط دهند. اما به‌نظر می‌رسد در این کار چندان موفق نبوده‌اند.

 

البته چون کسانی مثل دوین فارمر و برایان آرتور هم دانشمندان حوزهٔ اقتصاد محسوب می‌شوند، فارمر معمولاً با اصطلاح «اقتصاددان‌های جریان اصلی» به مخاطب یادآوری می‌کند که نقدها نباید بر کل دانش اقتصاد باشد. بلکه باید بر اقتصاددان‌های سنتی متمرکز شود که نتوانسته‌اند با روندهای جدید علم و ابزارهای جدید علمی همراه شوند.

 

او در کنار ده‌ها مقالهٔ تخصصی که دربارهٔ اقتصاد پیچیدگی نوشته، در سال ۲۰۲۴ کتابی با عنوان Making Sense of Chaos نوشت و کوشید در آن مفهوم اقتصاد پیچیدگی را به زبان ساده بیان کند و برای مخاطبان عام توضیح دهد که ریشهٔ ضعف‌های مدل‌های سنتی اقتصادی در کجاست. عنوان این کتاب را می‌توان به «درک آشوب» یا «کشف معنای آشوب» ترجمه کرد.

 

 

عکس کتاب درک آشوب - نوشته دوین فارمر - درباره اقتصاد پیچیدگی

 

 

 

ارسال

پیغام شما با موفقیت ارسال شد.

ارتباط / همکاری

برای همکاری یا تبادل تجربه، می‌توانید ارتباط بگیرید.